این روزها همه می میرند.
کسی نه زاده می شود
کسی نه عروس
هم آنکه دشنه می زند هم آنکه دشنه می خورد
این روزها همه کس همه چیز
قبل از میلادش میمیرد
لاشخور ها هم می میرند
اگر نه از مرگ از سیری می میرند
هم دوست هم نارفیق
این روزها مرگ هم می میرد
(قسمتی از شعر دوست عزیزم مسعود)
۱-چند روزی بود با خودم کلنجار می رفتم برای نوشتن این پست که نکند حق مطلب به خوبی ادا نشود.پنجشنبه شب بود که با دوستم یوسف در امامزاده محمد (کرج) بودیم و صحبت به سریالهای نوستالژیک زمان کودکی رسید.من هم از روزی روزگاری گفتم و اینکه یکبار در میلاد یکی از امامان گفتند دو قسمتش را پخش می کنیم و کل اهالی خانواده جلوی تلویزیون سیاه سفید خانواده بال درآوردیم.از بازیهای درخشان محمود پاک نیت٬محمد فیلی٬ژاله علو.دیالوگهای قوی٬موسیقی محشر و خسرو...
خسرو شکیبایی برای من چیزی فراتر از یک بازیگر بود.(هنوز به استفاده از لفظ بود عادت نکرده ام!)حرکات و سکناتش٬نگاهش٬صدای بم دلپذیرش همه و همه برایم رنگی از آشنایی به همراه داشت.انگار نه انگار که او را اصلا از نزدیک ندیده ام.یک نوع ارتباط روحی و ذهنی.گویا دست اجل تحمل این ارتباط را نداشت که درست فردایش ازم گرفت.از طریق یک مسیج لعنتی خبردار شدم و بی برو برگرد دیگران را در غم خود شریک ساختم.
۲-در عرض بلوار بهشتی می گذشتم که ناگهان دیدن یک پوستر تبلیغاتی نظرم را به خود جلب کرد.با اینکه هوا گرم بود و من هم به دلیل فوت خسرو حسابی تو لک بودم اما دیدن این منظره هم چند دقیقه ای به خنده ام واداشت هم به تفکر.کسانی که مثل من متولد نیمه دهه ۶۰ و یا قبل از آن باشند خاطرشان هست که مجموعه ای در اندکی برنامه های آن موقع پخش می شد به نام عبدلی و اوستا که حکایت یک شاگرد و استادش را برایمان روایت می کرد.برنامه ای بسیار ضعیف و بی نمک که قرار بود ما را بخنداند که البته به دلیل کمبود شبکه و برنامه دست بر قضا مخاطبان زیادی داشت و بچه ها در مدرسه ادای آنها را در می آوردند.حالا این جناب عبدلی!با نام استاد(!) جواد انصافی دعوت کرده بود که مردم بیایید دارم آموزش کارگردانی و بازیگری و نمایشنامه نویسی و ... (اوه چقدر تخصص!) دارم می دهم.احتمالا آنهایی هم که فکر می کنند پول چرک کف دست است حتما در این کلاسها شرکت خواهند کرد و ... .چند دقیقه ای فکر کردم به جایگاه اندیشه٬فرهنگ و هنر که چقدر در این مملکت لق لقو و باری به هر جهت شده است.
در آخر می خواهم به خسرو بگویم از ته دل:
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد




دانلود کنید:نمایی از روزی روزگاری با بازی روانشاد خسرو شکیبایی

خسرو خوبان خداحافظ...
|