|
گر من ز مي مغانه مستم،هستم گر كافر و گبر و بت پرستم، هستم هر طايفه اي به من گماني دارد
من زان خودم چنان كه هستم،هستم
 آري برادر،هستيم اگر بگذارند باشيم!نمي دانم چرا نمي شود مثل خيام بگويم من زان خودم!(من مال خودمم!)چه باعث شده كه دور و بر خودم ببينم فردي را كه رخت عزاي سياه رنگي بر دوشش انداخته كه نمي خواهدش!يا دوستي كه سالهاست روئيدن سياهه اي بر صورتش را خائنانه(به خود!)تحمل مي كند كه چي؟ موجه باشد! قابل اطمينان و خوشايند باشد!!! اگر كج انديشي ها و تعصبات و كوردلي ها و حماقت ها تمام شوند فرصتي نيز براي بودن،تصحيح كنم خود بودن و نقش بازي نكردن فراهم مي شود. حالم از اين همه گند و كثافت ريا و دروغ و فريبكاري به هم مي خورد.حالم از اين تلويزيون،از اين شهر،از اين كشور،از اين دنيا به هم مي خورد.گاهي چقدر راحت، پست و حقير مي شويم.فكر كرده اي؟!!! دريغا...!
|